فرض کنید یک معامله لانگ روی بیت کوین در قیمت ۱۰۰ هزار دلار باز کردهاید. انتظار دارید قیمت افزایش پیدا کند، اما بازار همیشه مطابق تحلیل شما حرکت نمیکند. اگر بیت کوین شروع به ریزش کند، در چه قیمتی باید از معامله خارج شوید؟ از طرف دیگر، اگر قیمت رشد کند، چه زمانی بهتر است سود خود را برداشت کنید؟ استاپ لاس و تیک پرافیت ابزارهایی هستند که برای مدیریت همین دو تصمیم استفاده میشوند.
در معاملات اهرمی، مشخص نکردن نقطه خروج میتواند زیان قابل توجهی ایجاد کند. حتی یک تغییر کوچک در قیمت ممکن است بخش زیادی از مارجین معامله را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل، شناخت نحوه عملکرد استاپ لاس و تیک پرافیت یکی از مباحث مهم در آموزش فیوچرز است. در ادامه، روش تعیین حد ضرر و حد سود، محاسبه حجم معامله و ثبت سفارشهای خروج در صرافی را با مثالهای عددی بررسی میکنیم.
استاپ لاس (Stop Loss) در معاملات فیوچرز
استاپ لاس یا حد ضرر، سفارشی است که برای خروج از معامله هنگام حرکت نامطلوب قیمت استفاده میشود. معاملهگر قبل از باز کردن موقعیت مشخص میکند که اگر بازار به سطح معینی برسد، تحلیل اولیه دیگر اعتبار کافی ندارد و باید معامله بسته شود.
برای مثال، فرض کنید بیت کوین را در قیمت ۱۰۰ هزار دلار لانگ کردهاید و حمایت مهم نمودار در محدوده ۹۸ هزار دلار قرار دارد. اگر تحلیل شما بر حفظ این حمایت استوار باشد، میتوانید حد ضرر را در سطحی متناسب با شکست آن قرار دهید. با رسیدن قیمت مرجع به شرط تعیینشده، سفارش خروج فعال میشود.
البته استاپ لاس تضمین نمیکند که معامله دقیقا در قیمت انتخابشده بسته شود. اگر سفارش از نوع Stop Market باشد، پس از فعال شدن شرط، خروج با قیمتهای موجود در بازار انجام میشود. در شرایط نوسانی، قیمت واقعی اجرا ممکن است پایینتر یا بالاتر از سطح مورد انتظار باشد. بنابراین حد ضرر ابزاری برای کنترل ریسک است، نه تضمین یک زیان ثابت.
تیک پرافیت (Take Profit) در معاملات فیوچرز
تیک پرافیت یا حد سود، سفارشی است که برای بستن تمام یا بخشی از موقعیت در محدوده سود مورد انتظار استفاده میشود. معاملهگر با این سفارش مشخص میکند که در صورت حرکت مطلوب بازار، در چه سطحی قصد برداشت سود دارد.
فرض کنید یک موقعیت لانگ روی بیت کوین در قیمت ۱۰۰ هزار دلار باز کردهاید. بررسی نمودار نشان میدهد محدوده ۱۰۴ هزار دلار مقاومت مهمی است و احتمال واکنش قیمت به آن وجود دارد. در این شرایط میتوانید تیک پرافیت را نزدیک این محدوده تعیین کنید.
اگر قیمت به شرط تعیینشده برسد و سفارش خروج اجرا شود، سود مربوط به مقدار بستهشده از معامله محقق خواهد شد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا سودی که فقط روی صفحه معاملات نمایش داده میشود، تا زمان بسته شدن موقعیت همچنان در معرض نوسان بازار قرار دارد.
تیک پرافیت کمک میکند تصمیم خروج صرفا به امید ادامه رشد یا ترس از برگشت قیمت وابسته نباشد. با این حال، همانند استاپ لاس، اجرای دقیق آن به نوع سفارش و شرایط بازار بستگی دارد.
تفاوت استاپ لاس و تیک پرافیت در معاملات لانگ و شورت
محل قرارگیری حد ضرر و حد سود به جهت معامله بستگی دارد. در موقعیت لانگ، افزایش قیمت به نفع معاملهگر است؛ بنابراین حد ضرر معمولا پایینتر از نقطه ورود و حد سود بالاتر از آن قرار میگیرد.
در معامله شورت شرایط برعکس است. معاملهگر از کاهش قیمت سود میگیرد و در صورت افزایش قیمت زیان میکند. به همین دلیل، استاپ لاس بالاتر از قیمت ورود و تیک پرافیت پایینتر از آن تعیین میشود.
| ویژگی | معامله لانگ (Long) | معامله شورت (Short) |
|---|---|---|
| قیمت ورود | ۱۰۰,۰۰۰ دلار | ۱۰۰,۰۰۰ دلار |
| جهت سودآور | افزایش قیمت | کاهش قیمت |
| استاپ لاس | ۹۸,۰۰۰ دلار | ۱۰۲,۰۰۰ دلار |
| تیک پرافیت | ۱۰۴,۰۰۰ دلار | ۹۶,۰۰۰ دلار |
| فاصله حد ضرر | ۲ درصد | ۲ درصد |
| فاصله حد سود | ۴ درصد | ۴ درصد |
| نسبت ریسک به ریوارد | ۱ به ۲ | ۱ به ۲ |
| سفارش خروج | فروش برای بستن لانگ | خرید برای بستن شورت |
این اعداد صرفا برای توضیح تفاوت دو موقعیت انتخاب شدهاند. در معاملات واقعی نباید برای تمام ارزهای دیجیتال حد ضرر ۲ درصدی یا حد سود ۴ درصدی تعیین کرد. نوسان قیمت، ساختار نمودار و فاصله تا سطوح مهم بازار باید مبنای انتخاب باشند.
روش تعیین استاپ لاس در معاملات فیوچرز
یکی از مهمترین تصمیمهای معاملهگر، انتخاب محل مناسب برای استاپ لاس است. حد ضرر نباید فقط بر اساس مقدار پولی تعیین شود که حاضر به از دست دادن آن هستید. ابتدا باید نقطه بیاعتبار شدن تحلیل مشخص شود و سپس حجم معامله را طوری انتخاب کنید که رسیدن قیمت به آن نقطه، زیانی متناسب با برنامه مدیریت سرمایه ایجاد کند.
تعیین حد ضرر بر اساس حمایت و مقاومت
حمایت و مقاومت از متداولترین ابزارهای تعیین استاپ لاس هستند. حمایت محدودهای است که در گذشته تقاضا در آن افزایش یافته و مانع ادامه کاهش قیمت شده است. مقاومت نیز محدودهای است که فشار فروش در آن رشد کرده و از ادامه حرکت صعودی جلوگیری کرده است.
برای مثال، فرض کنید بیت کوین چند بار به محدوده ۹۸ هزار دلار واکنش مثبت نشان داده و اکنون در قیمت ۱۰۰ هزار دلار معامله میشود. اگر قصد باز کردن یک موقعیت لانگ با اتکا به حفظ این حمایت را دارید، میتوانید حد ضرر را در سطحی قرار دهید که شکست معتبر آن، سناریوی صعودی شما را نقض کند.
قرار دادن حد ضرر دقیقا روی حمایت همیشه انتخاب مناسبی نیست. گاهی قیمت برای مدت کوتاهی از سطح حمایت عبور میکند و دوباره بالای آن برمیگردد. به همین دلیل، بهتر است فاصله حد ضرر از حمایت یا مقاومت با توجه به نوسانات بازار و ساختار کندلها تعیین شود.
در معامله شورت نیز همین منطق برعکس اجرا میشود. اگر تحلیل نزولی شما به حفظ یک مقاومت وابسته باشد، عبور معتبر قیمت از آن مقاومت میتواند دلیل خروج از موقعیت باشد.
تعیین استاپ لاس با اندیکاتور ATR
اندیکاتور ATR یا Average True Range میانگین دامنه واقعی نوسان قیمت را در دوره انتخابشده اندازهگیری میکند. معاملهگران از این ابزار برای بررسی میزان نوسان دارایی و انتخاب فاصله مناسب حد ضرر استفاده میکنند.
فرض کنید در تایمفریم مورد بررسی، ATR بیت کوین برابر با ۵۰۰ دلار است. اگر حد ضرر تنها ۱۰۰ دلار با قیمت ورود فاصله داشته باشد، ممکن است نوسانات معمول بازار باعث فعال شدن سریع آن شوند.
برخی معاملهگران برای بررسی فاصله حد ضرر از ضریبی مانند ۱.۵ یا ۲ برابر ATR استفاده میکنند. برای نمونه، دو برابر ATR در این مثال برابر با ۱۰۰۰ دلار است. با این حال، این عدد بهتنهایی محل مناسبی برای خروج محسوب نمیشود و باید با ساختار نمودار هماهنگ باشد.
ATR جهت آینده بازار را پیشبینی نمیکند. کاربرد اصلی آن اندازهگیری شدت نوسانات است تا معاملهگر بتواند حد ضرری متناسب با شرایط دارایی انتخاب کند.
بررسی فاصله استاپ لاس تا لیکوییدیشن
در معاملات فیوچرز، تنها مشخص کردن حد ضرر کافی نیست. باید بررسی کنید که قیمت لیکوییدیشن موقعیت نسبت به استاپ لاس در کجا قرار دارد.
فرض کنید بیت کوین را در قیمت ۱۰۰ هزار دلار لانگ کردهاید و حد ضرر شما ۹۸ هزار دلار است. اگر قیمت لیکوییدیشن موقعیت در محدوده ۹۹ هزار دلار قرار داشته باشد، ممکن است معامله پیش از رسیدن به حد ضرر برنامهریزیشده به شکل اجباری بسته شود.
چنین وضعیتی نشان میدهد شرایط مارجین و اهرم با برنامه خروج هماهنگ نیست. در این شرایط باید اندازه موقعیت، اهرم یا وثیقه اختصاصیافته را دوباره بررسی کنید.
نکته مهم این است که حتی قرار گرفتن استاپ لاس پیش از محدوده لیکوییدیشن نیز خروج بهموقع را تضمین نمیکند. نوسانات شدید، تفاوت قیمت مرجع سفارش و قیمت مبنای لیکوییدیشن و تاخیر در اجرای سفارش میتوانند نتیجه معامله را تغییر دهند.
روش تعیین تیک پرافیت در معاملات فیوچرز
تیک پرافیت باید در محدودهای تعیین شود که قیمت از نظر تحلیلی امکان رسیدن به آن را داشته باشد. انتخاب هدف بسیار نزدیک باعث میشود معاملهگر پیش از شکلگیری حرکت اصلی از بازار خارج شود. در مقابل، هدف بیش از حد دور نیز ممکن است با شرایط واقعی بازار هماهنگ نباشد.
تعیین حد سود بر اساس حمایت و مقاومت
در معامله لانگ، مقاومتهای بالاتر از قیمت ورود میتوانند محدوده مناسبی برای بررسی برداشت سود باشند. برای مثال، اگر بیت کوین در قیمت ۱۰۰ هزار دلار قرار داشته باشد و در گذشته چند بار نزدیک ۱۰۴ هزار دلار با فشار فروش مواجه شده باشد، این محدوده میتواند یکی از اهداف معامله باشد.
در معامله شورت، حمایتهای پایینتر نقش مشابهی دارند. معاملهگر میتواند محدودههایی را که در گذشته باعث افزایش تقاضا شدهاند، بهعنوان اهداف احتمالی بررسی کند.
البته رسیدن قیمت به حمایت یا مقاومت به معنای برگشت قطعی بازار نیست. ممکن است سطح مورد نظر شکسته شود و حرکت ادامه پیدا کند. به همین دلیل، انتخاب حد سود باید با شرایط روند و رفتار قیمت در آن محدوده هماهنگ باشد.
تعیین تیک پرافیت با نسبت ریسک به ریوارد
نسبت ریسک به ریوارد یا Risk/Reward نشان میدهد معاملهگر در برابر زیان برنامهریزیشده، چه مقدار سود انتظار دارد.
فرض کنید در یک معامله حاضرید ۱۰ دلار ریسک کنید و هدف شما کسب ۲۰ دلار سود است. نسبت ریسک به ریوارد این موقعیت برابر با ۱ به ۲ خواهد بود.
فرمول محاسبه نسبت سود به زیان در یک معامله ساده به شکل زیر است:
نسبت سود به زیان = فاصله قیمت ورود تا حد سود ÷ فاصله قیمت ورود تا حد ضرر
برای مثال، اگر قیمت ورود بیت کوین ۱۰۰ هزار دلار، استاپ لاس ۹۸ هزار دلار و تیک پرافیت ۱۰۴ هزار دلار باشد، فاصله حد سود دو برابر فاصله حد ضرر است.
نسبت ۱ به ۲ به این معنا نیست که معامله حتما سودآور خواهد بود. در حالت فرضی و بدون هزینه معاملاتی، اگر تمام بردها دو برابر باختها باشند، نرخ موفقیت حدود ۳۳.۳ درصد برای رسیدن به نقطه سربهسر کافی است. اما در بازار واقعی، کارمزد، فاندینگ، لغزش قیمت و تفاوت میان سود و زیان برنامهریزیشده با نتیجه واقعی، نرخ سربهسر را تغییر میدهند.
بنابراین نسبت ریسک به ریوارد باید در کنار نرخ موفقیت استراتژی بررسی شود، نه بهعنوان معیاری مستقل برای تایید یک معامله.
برداشت سود به صورت مرحلهای
گاهی به جای تعیین یک تیک پرافیت، میتوان چند هدف قیمتی برای موقعیت مشخص کرد. این روش زمانی کاربرد دارد که معاملهگر میخواهد بخشی از سود را در محدوده نزدیک برداشت کند و بخش دیگری از موقعیت را برای ادامه احتمالی روند باز نگه دارد.
فرض کنید در قیمت ۱۰۰ هزار دلار یک موقعیت لانگ به حجم ۰.۰۱ بیت کوین باز کردهاید. میتوانید برای ۰.۰۰۵ بیت کوین، حد سود ۱۰۳ هزار دلار و برای ۰.۰۰۵ بیت کوین باقیمانده، هدف ۱۰۶ هزار دلار در نظر بگیرید.
اگر قیمت به هدف اول برسد و سفارش اجرا شود، نیمی از موقعیت بسته خواهد شد. بخش باقیمانده همچنان با افزایش یا کاهش قیمت تغییر ارزش میدهد.
در این روش باید وضعیت حد ضرر را نیز بررسی کنید. پس از بسته شدن بخشی از معامله، ممکن است لازم باشد مقدار سفارش استاپ لاس باقیمانده اصلاح شود. نحوه مدیریت خودکار این سفارشها به امکانات صرافی بستگی دارد.
مثال عملی محاسبه استاپ لاس و تیک پرافیت در فیوچرز
برای درک بهتر ارتباط حد ضرر، حد سود و اهرم، یک معامله فرضی روی قرارداد خطی BTCUSDT را بررسی میکنیم.
فرض کنید موجودی حساب شما ۱۰۰۰ تتر است و تصمیم گرفتهاید حداکثر ۱ درصد از حساب را برای زیان برنامهریزیشده این معامله در نظر بگیرید. بنابراین بودجه ریسک شما ۱۰ تتر است.
پس از بررسی نمودار، شرایط زیر را مشخص کردهاید:
| مقدار | مشخصات معامله |
|---|---|
| ۱۰۰۰ تتر | موجودی حساب |
| ۱۰ تتر | ریسک برنامهریزیشده |
| لانگ | جهت معامله |
| ۱۰۰,۰۰۰ دلار | قیمت ورود |
| ۹۸,۰۰۰ دلار | استاپ لاس |
| ۱۰۴,۰۰۰ دلار | تیک پرافیت |
| ۵ برابر | اهرم |
| ۱ به ۲ | نسبت ریسک به ریوارد |
مرحله اول: محاسبه فاصله حد ضرر
قیمت ورود ۱۰۰ هزار دلار و حد ضرر ۹۸ هزار دلار است. بنابراین اگر معامله طبق برنامه بسته شود، زیان قیمتی به ازای هر بیت کوین برابر با ۲۰۰۰ دلار خواهد بود.
فاصله حد ضرر = ۱۰۰,۰۰۰ − ۹۸,۰۰۰ = ۲۰۰۰ دلار
این فاصله معادل ۲ درصد قیمت ورود است.
مرحله دوم: محاسبه حجم مناسب معامله
برای تعیین اندازه موقعیت، بودجه ریسک را بر فاصله دلاری قیمت ورود تا حد ضرر تقسیم میکنیم.
حجم معامله = بودجه ریسک ÷ فاصله دلاری حد ضرر
حجم معامله = ۱۰ ÷ ۲۰۰۰ = ۰.۰۰۵ بیت کوین
بنابراین برای این مثال، حجم موقعیت برابر با ۰.۰۰۵ بیت کوین خواهد بود.
ارزش اسمی معامله در قیمت ورود نیز برابر است با:
ارزش موقعیت = ۰.۰۰۵ × ۱۰۰,۰۰۰ = ۵۰۰ دلار
با اهرم ۵ برابر، مارجین اولیه در یک محاسبه ساده حدود ۱۰۰ دلار خواهد بود.
مارجین اولیه = ۵۰۰ ÷ ۵ = ۱۰۰ دلار
توجه کنید که این ۱۰۰ دلار، وثیقه اولیه موقعیت است و با زیان برنامهریزیشده ۱۰ دلاری تفاوت دارد.
مرحله سوم: محاسبه سود و زیان معامله
اگر قیمت به ۹۸ هزار دلار برسد و موقعیت دقیقا در همان سطح بسته شود، زیان ناخالص برابر خواهد بود با:
زیان = ۲۰۰۰ × ۰.۰۰۵ = ۱۰ دلار
اگر قیمت به تیک پرافیت ۱۰۴ هزار دلار برسد و سفارش در همان قیمت اجرا شود، سود ناخالص برابر است با:
سود = ۴۰۰۰ × ۰.۰۰۵ = ۲۰ دلار
در نتیجه، معامله با زیان برنامهریزیشده ۱۰ دلار و سود مورد انتظار ۲۰ دلار طراحی شده است.
این محاسبات کارمزد ورود و خروج، فاندینگ و لغزش قیمت را در نظر نمیگیرند. برای اینکه ریسک کل معامله نزدیک به سقف ۱۰ تتر باقی بماند، باید مقداری از بودجه ریسک را برای هزینههای احتمالی کنار گذاشت و حجم را متناسب با آن کاهش داد.
همچنین حداقل حجم مجاز سفارش و دقت اندازهگیری مقدار قرارداد در هر صرافی ممکن است متفاوت باشد.
نحوه گذاشتن استاپ لاس و تیک پرافیت در صرافی
بسیاری از صرافیهای فیوچرز امکان تعیین حد ضرر و حد سود را هنگام ثبت سفارش یا پس از باز شدن موقعیت فراهم میکنند. اگرچه ظاهر پنل معاملاتی پلتفرمها متفاوت است، مراحل اصلی شباهت زیادی دارند.
مرحله اول: انتخاب جفت ارز و نوع معامله
ابتدا وارد بخش Futures صرافی شوید و قرارداد مورد نظر را انتخاب کنید. سپس جهت معامله را مشخص کنید. برای مثال، اگر انتظار افزایش قیمت بیت کوین را دارید، موقعیت Long و اگر انتظار کاهش قیمت دارید، موقعیت Short انتخاب میشود.
در همین مرحله باید نوع مارجین، اهرم و حجم موقعیت را نیز مشخص کنید. بهتر است محاسبه حجم پیش از ارسال سفارش انجام شده باشد تا مقدار سرمایه درگیر با برنامه مدیریت ریسک هماهنگ بماند.
مرحله دوم: ثبت سفارش ورود
پس از انتخاب جهت معامله، میتوانید سفارش ورود را با نوع مناسب، مانند Market یا Limit ثبت کنید.
در بعضی صرافیها گزینه TP/SL در همان فرم ثبت سفارش قرار دارد. این قابلیت اجازه میدهد سطوح خروج را همراه با سفارش ورود مشخص کنید. در برخی پلتفرمها نیز لازم است پس از باز شدن موقعیت، از بخش Positions برای تعیین حد ضرر و حد سود استفاده کنید.
اگر سفارش ورود هنوز اجرا نشده باشد، باید بررسی کنید که سفارشهای خروج چه زمانی فعال میشوند و آیا به اجرای سفارش اصلی وابسته هستند یا خیر.
مرحله سوم: تعیین قیمت استاپ لاس و تیک پرافیت
در بخش TP/SL، قیمت فعالسازی حد ضرر و حد سود را وارد کنید. برای مثال، در یک موقعیت لانگ با قیمت ورود ۱۰۰ هزار دلار، ممکن است استاپ لاس ۹۸ هزار دلار و تیک پرافیت ۱۰۴ هزار دلار انتخاب شده باشد.
بسته به امکانات صرافی، میتوانید خروج از کل موقعیت یا بخشی از آن را مشخص کنید. همچنین ممکن است امکان انتخاب نوع اجرای سفارش و قیمت مرجع فعالسازی وجود داشته باشد.
در سفارشهایی که اجرای آنها از نوع Limit است، معمولا علاوه بر قیمت فعالسازی، باید قیمت محدودکننده سفارش را نیز تعیین کنید.
مرحله چهارم: بررسی و تایید سفارشهای خروج
پس از ثبت تنظیمات، بخش Positions و Open Orders را بررسی کنید. قیمتهای تعیینشده، حجم سفارشهای خروج و نوع سفارش باید با برنامه معاملاتی شما هماهنگ باشند.
اگر چند تیک پرافیت ثبت کردهاید، مجموع حجم سفارشهای خروج را نیز بررسی کنید. در صورت بسته شدن بخشی از موقعیت، سفارشهای باقیمانده نباید باعث ایجاد موقعیت ناخواسته در جهت مخالف شوند.
امکاناتی مانند Reduce-Only یا Close on Trigger، در صورت پشتیبانی صرافی و استفاده صحیح، میتوانند به جلوگیری از افزایش یا باز شدن موقعیت ناخواسته کمک کنند. رفتار دقیق این گزینهها در پلتفرمهای مختلف یکسان نیست.
تفاوت Stop Market و Stop Limit در اجرای حد ضرر
یکی از مهمترین نکات هنگام ثبت استاپ لاس، تفاوت قیمت فعالسازی با قیمت اجرای سفارش است. رسیدن بازار به سطح استاپ لاس همیشه به معنای بسته شدن فوری موقعیت در همان قیمت نیست.
دو روش متداول اجرای سفارشهای شرطی عبارتاند از Stop Market و Stop Limit.
| Stop Limit | Stop Market | ویژگی |
|---|---|---|
| ثبت سفارش لیمیت پس از فعال شدن شرط | ارسال سفارش مارکت پس از فعال شدن شرط | عملکرد |
| کنترل قیمت مجاز اجرا | خروج از موقعیت | اولویت |
| قیمت بدتر از حد لیمیت پذیرفته نمیشود | وجود دارد | احتمال لغزش قیمت |
| بیشتر، بهویژه در حرکت سریع بازار | در شرایط غیرعادی ممکن است | احتمال اجرا نشدن |
| خروج مشروط به قیمت قابل قبول | خروج با اولویت سرعت اجرا | کاربرد |
برای مثال، فرض کنید یک موقعیت لانگ دارید و استاپ لاس را روی ۹۸ هزار دلار تنظیم کردهاید. اگر سفارش از نوع Stop Market باشد، پس از فعال شدن شرط، سفارش فروش به بازار ارسال میشود. در یک ریزش سریع ممکن است معامله در ۹۷,۸۰۰ دلار یا قیمت دیگری بسته شود.
اما اگر از Stop Limit استفاده کرده باشید و قیمت محدودکننده فروش را ۹۷,۹۰۰ دلار قرار دهید، در صورت عبور سریع بازار از این سطح ممکن است سفارش تکمیل نشود و موقعیت باز بماند.
به همین دلیل، انتخاب نوع سفارش باید بر اساس اولویت شما میان سرعت خروج و کنترل قیمت اجرا انجام شود. برای مدیریت زیان، خطر اجرا نشدن سفارش لیمیت باید جدی گرفته شود.
تاثیر Mark Price و Last Price بر استاپ لاس
در بازار فیوچرز ممکن است چند قیمت متفاوت برای یک قرارداد نمایش داده شود. دو مورد مهم آنها Last Price و Mark Price هستند.
Last Price آخرین قیمت معاملهشده قرارداد در بازار است. این قیمت تحت تاثیر خرید و فروشهای لحظهای و وضعیت دفتر سفارش تغییر میکند.
Mark Price یک قیمت مرجع محاسباتی است که در بسیاری از صرافیها برای بررسی سود و زیان تحققنیافته و شرایط لیکوییدیشن استفاده میشود. روش محاسبه این قیمت به صرافی و نوع قرارداد بستگی دارد.
فرض کنید Last Price بیت کوین برای مدت کوتاهی تا ۹۸ هزار دلار کاهش پیدا کند، اما Mark Price همچنان ۹۸,۲۰۰ دلار باشد. اگر استاپ لاس شما بر اساس Last Price تنظیم شده باشد، ممکن است فعال شود، در حالی که سفارش مشابه با مبنای Mark Price هنوز فعال نشده است.
این تفاوت در شرایط نوسانی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا ممکن است معیار فعال شدن حد ضرر با معیار لیکوییدیشن یکسان نباشد.
برخی صرافیها امکان انتخاب Index Price را نیز دارند که یک قیمت مرجع مبتنی بر بازارهای پایه است. پیش از ثبت سفارش باید مشخص کنید پلتفرم از کدام قیمت برای فعالسازی استفاده میکند.
مدیریت استاپ لاس و تیک پرافیت پس از ورود به معامله
پس از باز شدن موقعیت ممکن است شرایط بازار تغییر کند. گاهی قیمت به سمت هدف حرکت میکند و گاهی نشانههایی از تضعیف سناریوی اولیه ظاهر میشود. در چنین شرایطی میتوان سفارشهای خروج را بر اساس قواعد از پیش تعیینشده مدیریت کرد، اما تغییر مداوم حد ضرر و حد سود بدون دلیل تحلیلی میتواند نتیجه استراتژی را مختل کند.
انتقال استاپ لاس به نقطه ورود
یکی از روشهای مدیریت معامله سودآور، انتقال استاپ لاس به محدوده قیمت ورود است. فرض کنید بیت کوین را در قیمت ۱۰۰ هزار دلار لانگ کردهاید و قیمت تا ۱۰۳ هزار دلار افزایش یافته است.
اگر بخشی از سود را برداشت کرده باشید و ساختار بازار نیز با برنامه شما هماهنگ باشد، میتوانید حد ضرر باقیمانده را به محدوده نقطه ورود منتقل کنید. در این حالت، اگر بازار برگردد، زیان ناشی از حرکت قیمت در بخش باقیمانده ممکن است کاهش پیدا کند.
با این حال، خروج در قیمت ورود به معنای صفر شدن تمام هزینهها نیست. کارمزد معاملات، فاندینگ و لغزش قیمت همچنان میتوانند نتیجه خالص را تغییر دهند.
همچنین انتقال زودهنگام حد ضرر ممکن است باعث خروج از معامله در یک اصلاح معمول شود. بنابراین بهتر است این تصمیم به ساختار قیمت وابسته باشد، نه صرفا نگرانی از دست رفتن سود.
استفاده از تریلینگ استاپ
تریلینگ استاپ یا Trailing Stop نوعی سفارش خروج پویا است که سطح فعالسازی آن همراه با حرکت مطلوب بازار تغییر میکند.
برای مثال، فرض کنید در یک موقعیت لانگ، تریلینگ استاپ با فاصله ۲ درصدی از بالاترین قیمت ثبتشده پس از فعال شدن آن تنظیم شده است. اگر قیمت تا ۱۰۵ هزار دلار رشد کند، سطح توقف نظری در این مثال حدود ۱۰۲,۹۰۰ دلار خواهد بود.
اگر قیمت همچنان افزایش پیدا کند، سطح توقف نیز بالاتر میرود. اما اگر بازار برگردد، تریلینگ استاپ در جهت افزایش ریسک عقب نمیرود و با برقرار شدن شرط، سفارش خروج فعال میشود.
نحوه محاسبه فاصله، زمان فعالسازی و قیمت مرجع در صرافیهای مختلف متفاوت است. همچنین مانند سایر سفارشهای شرطی، تریلینگ استاپ هم اجرای دقیق در قیمت توقف را تضمین نمیکند.
اصلاح حد سود پس از تغییر ساختار قیمت
گاهی بازار پس از ورود به معامله، شرایط تازهای ایجاد میکند. برای مثال، ممکن است مقاومتی که بهعنوان هدف تعیین شده بود با قدرت شکسته شود یا پیش از رسیدن قیمت به هدف، نشانههای ضعف روند ظاهر شوند.
در چنین شرایطی، معاملهگر میتواند بر اساس برنامه معاملاتی خود درباره تغییر هدف یا خروج مرحلهای تصمیم بگیرد. نکته مهم این است که جابهجایی تیک پرافیت باید دلیل مشخصی داشته باشد.
همین موضوع درباره استاپ لاس نیز صدق میکند. دور کردن حد ضرر فقط برای جلوگیری از پذیرش زیان، ریسک معامله را افزایش میدهد و ممکن است برنامه اولیه مدیریت سرمایه را از بین ببرد.
تاثیر اهرم و نوع مارجین بر حد ضرر و حد سود
یکی از نکاتی که در معاملات فیوچرز باید به آن توجه کرد، تفاوت میان درصد تغییر قیمت، درصد سود و زیان نسبت به مارجین و مقدار واقعی سود و زیان دلاری است.
فرض کنید ارزش اسمی یک موقعیت ۵۰۰ دلار است. اگر قیمت دارایی ۲ درصد برخلاف جهت معامله حرکت کند، زیان ناخالص آن حدود ۱۰ دلار خواهد بود.
با اهرم ۵ برابر، مارجین اولیه در محاسبه ساده ۱۰۰ دلار است و این زیان معادل ۱۰ درصد مارجین خواهد بود. اما با اهرم ۱۰ برابر، مارجین اولیه به حدود ۵۰ دلار کاهش پیدا میکند و همان زیان ۱۰ دلاری معادل ۲۰ درصد مارجین میشود.
بنابراین با ثابت بودن ارزش اسمی موقعیت، افزایش اهرم بهتنهایی زیان دلاری ناشی از همان حرکت قیمت را افزایش نمیدهد، اما بازده نسبت به وثیقه و شرایط لیکوییدیشن را تغییر میدهد.
نوع مارجین نیز اهمیت دارد. در حالت Isolated، وثیقه مشخصی به موقعیت اختصاص پیدا میکند، در حالی که در حالت Cross ممکن است موجودی واجد شرایط حساب برای حفظ موقعیت استفاده شود. در نتیجه، تغییر موجودی حساب یا وضعیت سایر معاملات میتواند بر ریسک و قیمت لیکوییدیشن تاثیر بگذارد.
به همین دلیل، نباید صرفا با مشاهده درصد ROI در پنل صرافی درباره فاصله استاپ لاس تصمیم گرفت. معیار اصلی باید زیان قابل تحمل حساب، حجم موقعیت و سطح بیاعتبار شدن تحلیل باشد.
سخن آخر
استاپ لاس و تیک پرافیت دو ابزار اصلی برای مدیریت خروج از معاملات فیوچرز هستند. حد ضرر مشخص میکند در چه شرایطی باید از معامله ناموفق خارج شوید و حد سود به شما کمک میکند برداشت سود را به یک برنامه مشخص وابسته کنید.
اما انتخاب این دو سطح فقط به وارد کردن چند عدد در پنل صرافی محدود نمیشود. باید ساختار نمودار، میزان نوسان، حجم موقعیت، فاصله تا لیکوییدیشن و نوع اجرای سفارش را نیز در نظر بگیرید.
بهتر است پیش از باز کردن معامله، ابتدا نقطه بیاعتبار شدن تحلیل و هدف منطقی قیمت را مشخص کنید. سپس با توجه به مقدار سرمایهای که حاضر به ریسک کردن هستید، حجم موقعیت را محاسبه کنید. این ترتیب باعث میشود مدیریت ریسک از همان ابتدای معامله در تصمیم شما نقش داشته باشد.
سوالات متداول
استاپ لاس و تیک پرافیت در فیوچرز چیست؟
استاپ لاس یا SL سفارشی برای خروج از معامله در صورت حرکت نامطلوب قیمت است. تیک پرافیت یا TP نیز برای بستن تمام یا بخشی از موقعیت در محدوده سود مورد انتظار استفاده میشود. اجرای هر دو به نوع سفارش و شرایط بازار وابسته است.
بهترین درصد استاپ لاس در معاملات فیوچرز چقدر است؟
درصد ثابتی برای تمام معاملات وجود ندارد. محل حد ضرر باید بر اساس ساختار قیمت، نوسانات دارایی و نقطه بیاعتبار شدن تحلیل تعیین شود. سپس حجم موقعیت متناسب با فاصله حد ضرر و میزان ریسک مجاز محاسبه خواهد شد.
آیا استاپ لاس مانع لیکویید شدن میشود؟
استاپ لاس میتواند احتمال زیان سنگین و لیکویید شدن را کاهش دهد، اما جلوگیری قطعی از لیکوییدیشن را تضمین نمیکند. اگر موقعیت پیش از فعال شدن یا اجرای حد ضرر به شرایط لیکوییدیشن برسد، ممکن است به شکل اجباری بسته شود.
آیا میتوان چند تیک پرافیت برای یک معامله تعیین کرد؟
بله، بسیاری از صرافیهای فیوچرز امکان تعیین چند حد سود برای موقعیتهای باز را فراهم میکنند. در این روش میتوان بخشهای مختلف معامله را در قیمتهای متفاوت بست. البته باید حجم سفارشها و حد ضرر باقیمانده با اندازه موقعیت هماهنگ باشند.
آیا با افزایش لوریج باید استاپ لاس را تغییر داد؟
افزایش اهرم بهتنهایی دلیل مناسبی برای تغییر حد ضرر نیست. اگر ارزش اسمی موقعیت ثابت بماند، سود و زیان دلاری حاصل از یک تغییر مشخص قیمت نیز ثابت میماند. با این حال، افزایش اهرم بر مارجین اولیه و شرایط لیکوییدیشن تاثیر میگذارد و ممکن است لازم باشد ساختار موقعیت دوباره بررسی شود.
چرا استاپ لاس دقیقا در قیمت تعیینشده اجرا نمیشود؟
یکی از دلایل اصلی، لغزش قیمت یا Slippage است. زمانی که بازار با سرعت حرکت میکند یا نقدینگی کافی وجود ندارد، سفارش مارکت ممکن است در قیمتی متفاوت از سطح فعالسازی اجرا شود. سفارش استاپ لیمیت نیز ممکن است پس از فعال شدن، به دلیل نبود سفارش مقابل در قیمت مجاز، تکمیل نشود.
